قبل از آغاز عملیات کربلای 5 با یکی از دوستان به جبهه میرفت. در راه دوستش به علیرضا می گوید: علیرضا به خدا قسم که شهید می شوی . علیرضا پشت فرمان در حالی که گریه می کرد. می گوید : نه من لیاقت شهادت را ندارم …

” بنده حقير عليرضا هاشم نژاد کمتر از آنم که بتوانم کلامي در رابطه با جنگ بگويم ليکن چون وظيفه است کلامي هر چند با زبان قاصر مي گويم ما اميدواريم که در هر کجاي جهان به فرمان خداوند تبارک و تعالي بنا به نص صريح قرآن که در مقدمه عرايضم قرائت نمودم که خداوند مي فرمايد : اي مومنين آيا مي خواهيد شما را به تجارتي سودمند که شما را از عذاب دردناک آخرت نجات ببخشد دلالت کنم و مي فرمايد که آن تجارت اين است که به خدا و رسول او ايمان آوريد و جهاد کنيد به مالتان و جانتان که اين کار برای شما بهتر است اگر دانا باشيد . ما نيز به فرمان حضرت احديت جل جلاله آمده ايم که در راه او و به نام او و به ياد او و برای رضای او اگر لياقتي داشته باشيم کاري انجام دهيم و اگر خداوند متعال ما را به فيض عظمای شهادت نائل گرداند ما سراپا آماده هستيم که ان شاء الله به اين فيض عظیم برسيم و اميدواريم که اين عمليات به پيروزی کامل مسلمين بر عليه تمام مستکبرين ختم شود و پرچم پيروز نصر و من الله و فتح القريب بر تمام کاخهاي ابرقدرتها به اهتزاز درآوريم عرضي ندارم به جز اينکه بگويم . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي حتي کنار مهدي خميني را نگهدار . والسلام .مادر ره عشق نقص پيمان نکنيم         گر جان طلبد دريغ از جان نکنيم  / دنيا اگر از يزيد لبريز شود          ما پشت به سالار شهيدان نکنيم . والسلام (برگزيده ای از مصاحبه ی شهيد در جبهه)

سردار شهیدی که در روز شهادت حضرت زهرا (س) با تیری به پهلو به شهادت رسید

نوید شاهد فارس: شهيد عليرضا هاشمي نژاد در پنجم تیرماه 1341 در خانواده ای مذهبي در نوبندگان فسا  ديده به جهان گشود . دوران ابتدايي  را در دبستان ابن سينای زادگاه خويش آغاز و پس از طي سه سال به همراه خانواده عازم شيراز گرديد و ما بقي دوران تحصیلی را در دبستان رياضي در شيراز با موفقيت پشت سر نهاد و سپس وارد مدرسه راهنمايي خيام گرديد در اين ايام که حدود 12 سال بيش نداشت سخت پابند مسائل اسلامي شده نماز را به پا مي داشت. علاقه ي خاصي به زيارت اماکن مقدس داشت و همه روزه به هنگام بازگشت از مدرسه به آرامگاه قدمگاه مشرف و به زيارت حرم مطهر مي پرداخت . دوره متوسطه تحصيلي را در دبيرستان شهيد خدري آغاز و تا سال سوم نظري ادامه داد .

علیرضا پس از اتمام درس از ساعت 3 الي 5 بعد از ظهر در کلاس قرآن که از طرف حوزه علميه قم در خيابان نادر شيراز برگزار مي شد شرکت مي نمود که به دليل پشتکاري بسيار در مسائل ديني و مذهبي تقدير نامه هايي به ايشان داده شد. در اکثر مجالس مذهبي شرکت مي کرد و در بين دوستان از محبوبيت خاص خود برخوردار بود . چرا که او نيز دوستانش را معلمان و الگوهاي خويش مي دانست .

با حرکت عظيم حزب الله به رهبري امام امت رهبر انقلاب اسلامي امام خميني عليرضا هم به اين درياي پر خروش پيوست و سهم خود را در پيروزي انقلاب اسلامي و شکست اهريمن ادا نمود و پس از پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت هاي خود را گسترش داد و عضو انجمن اسلامي دبيرستان و همچنين پايگاه مقاومت مسجد حجت القائم درآمد و به دنبال آن با همکاري و پيشنهاد جمعي از دوستان ، پايگاه مقاومت شهيد شقاقيان را در مدرسه شهيد فياض بخش پي ريزي کرد .

 وي همچنين همکاري بسيار نزديکي با مسجد فتح و مسجد جامع داشت و شبهاي بسياري را در پايگاه مقاومت شهيد نقدي در امر نگهباني به صبح مي رساند . و اين در حالي بود که وي براي تامين معاش خانواده در کنار فعاليتهاي خود و تحصيل به کار هم مشغول بود . در زمينه نويسندگي مقالاتي را تهيه و در مراسم صبحگاهي مدرسه براي دانش آموزان می خواند . که مورد توجه بسياري قرار مي گرفت .

سردار شهیدی که در روز شهادت حضرت زهرا (س) با تیری به پهلو به شهادت رسید

باپیروزی انقلاب وآغاز جنگ تحمیلی علیرضا در سال سوم نظری بود که عازم جبهه هاي نور عليه ظلمت گرديد و پس از مدتي کوتاه با پوشيدن لباس مقدس پاسداري خود را کاملا وقف اسلام و انقلاب اسلامي نمود و به طور کلي جنگ را در راس همه امور حتي مسائل خانوادگي قرار داد .

پس از ورود به سپاه پاسداران ابتدا در قسمت مخابرات شروع به فعاليت کرد و پس از چندي به سمت مسئول مخابرات لشکر 19 فجر انتخاب و مشغول به کار شد و سپس عازم مناطق جنگي گرديد و در طول مدتي که در جبهه ها حضور داشت در عمليات هاي مختلفي از جمله : عمليات بدر در منطقه عملياتي جزيزه مجنون عمليات والفجر 8 در منطقه عملياتي فاو و کربلاي 4 و 5 شرکت داشت و از ناحيه هاي مختلف بدن در کل عمليات چندين بار مجروح گرديد ولي وقوع اينگونه حوادث او را مقتدرتر از پيش ساخت . به طوري که هر بار که به مرخصي مي آمد پس از چند روز دوباره عازم منطقه مي گرديد و در طول مدت حضور در کنار خانواده مسئله شهادت را براي خانواده جا انداخته بود .

مادر از فضائل اخلاقی علیرضا می گوید:

هر وقت برا علیرضا پارچه ای می خریدم قبل از دوخت ان را می شست دلیل را از او می رسیدم می گفت: شاید کسی پولی چهت خریدن پیراهن نداشته باشد و با دیدن لباس جدیدم دلش بگیرد…

پس از شهادت علیرضا خیلی گریه و بی تابی ی ردم شبی در خواب علی رضا را دیدم . پرسیدم مادر چرا ازدواج نکردی . جلو آمد و نوری به دستم داد و گفت چرا ناراحتی این زن و بچه ی من هست . چرا ناراحتی ناراحت نباش.

پدر از عشق شهید به شهادت می گوید:

عاشق شهادت بود. در اهواز شخصی به او گفت. تو شهید خواهی شد. علیرضا گفت : من شهید نمی شوم و لیاقت شهادت را ندارم .

به هر حال در همه عملیاتها شرکت می کرد. شهادت دوستانش را میدید و بی نهایت دلگیر می شد که چرا من به شهادت نمی رسم.

تا اینکه قبل از آغاز عملیات کربلای 5 با یکی از دوستان به جبهه میرفت. در راه دوستش رو به علیرضا می گوید: علیرضا به خدا قسم که شهید می شوی . علیرضا پشت فرمان  در حالی که گریه می کرد. می گوید : نه من لیاقت شهادت را ندارم . تا اینکه در همان عملیا ت به شهادت رسید.

شهید هاشم نژاد در قسمتی از وصیت نامه اش می نویسد:

 خداوندا اگر در اين جهان لياقت زيارت آقايم حضرت امام حسين عليه السلام نصيبم نگرديد . از درگاه بي نيازت توفيق زيارت و شفاعت از آن وجود مقدّس را در جهان باقي مسئلت مي نمايم ” . خداوندا از درگاه مقدّس و بي نيازت عفو گناهان و هر آنچه را که موجب دوري از تو گرديده است مسئلت مي نمايم .

خدمت آقايم سلام و دعا مي رسانم اميدوارم سلامت باشيد و خداوند متعال شما را در عبادات و سير الي الله موفّق تر از پيش بفرمايد و از شما مي خواهم که اين فرزند کوچک خويش را حلال نماييد شما در رابطه با بنده زحمات زيادی مي کشيديد و بنده نتوانستم زحمات شما را جبران نمايم آقا شما می دانيد و نيک مي دانيد که اين دنيا پلي است جهت گذشتن و چه سعادتي از شهادت بالاتر که انسان با شناخت کامل از راهش تداوم بخش راه سالار شهيدان حضرت امام حسين عليه السلام باشد و خداوند متعال فرموده است ” و الّذين جاهدوا فينا لنهديّنهم سبلنا ” ” کساني که در راه ما جهاد کنند ما راههای خود را به آنها نشان مي دهيم ” ” عنکبوت 69″ و مزد جهاد در راه خداوند متعال شهادت در راهش است و از شما تقاضامندم که صبر را پيشه خود در اين امر قرار دهيد که خداوند متعال در حديث قدسي مي فرمايد ” من لم يرض بقضائي و لم يصبر علي بلائي فليلتمس ربّاً سواي” . خداي والا فرمايد : ” هر که بقضاي من رضا ندهد و بر بلاي من صبر نکند خدائي جز من جويد ” و شما مطمئن باشيد که رفتن از اين دنيا رفتن از زندان است و در آن جهان است که انسان از بند تمايلات و هواهاي نفساني راحت است و در پيشگاه خداوند متعال روزي مي خورد اميدوارم خداوند متعال شما را اجر جزيل و صبر جميل عنايت فرمايد و عاقبت شما را ختم بخير گرداند .

لحظه شهادت:

تا وارد اتاق شدم از خواب پرید. رو پیشونیش عرق نشسته بود.

گفتم : چی شده داداش؟
گفت: یه ساعت بود با حضرت زهرا (س) حرف میزدم … و ادامه داد: فقط از خدا میخوام که روز شهادت بی بی شهید شم .
روز شهادت حضرت زهرا (س) بود. قنوت نماز صبح بود که ترکش خورد به پهلوش ..

شهید علیرضا هاشم نژاد سرانجام در 25 دی ماه سال 65  در عملیات کربلای 5 در صبح شهادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا (س) با اصابت تیری به پهلو همچون پرنده آسمان عشق و زائر لقاء الله و گلبرگهای بوستان عاشقان حق و منتظران فجر بوسه زد و عارفانه در مسلخ عشق گردن نهاد و نويد فتح و ظفر را به ارمغان آورد.

پيکر پاک و مطهر شهيد گرانقدر عليرضا هاشمي نژاد در شانزدهم بهمن ماه 1365 بر دوش امت حزب الله در شيراز تشييع و در گلستان دارالرحمه به خاک سپرده شد .

انتهای متن /

منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس / کتاب همسفر تا بهشت – خاطرات شهدای فارس

نظر شما!!